تبلیغات
سِجّین
 
سِجّین
إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِی سِجّین (المطفّفین ۷)

در کتاب محاکمه و بررسی باب و بهاء (ج 1، ص 46 ) نقل شده: یکی از مبلّغین مشهور بابی نقل می کرد که:

وارد یک آبادی شده و شروع به تبلیغ نمودم و اظهار می کردم که امام دوازدهم و حجّت منتظر و مهدی موعود ظهور کرده است و ما هنوز در خواب غفلت و جهالت غنوده ایم. دیدم بچّه سیّدی نزدیک آمده و در وسط اظهارات من گفت: آقا این مهدی موعود، اسمش و اسم پدرش چیست؟ گفتم: اسمش سیّد علی محمّد، پدرش سیّد محمّدرضا است. گفت: این شخص هیچ گونه به ما مربوط نبوده و ما انتظار او را نداریم؛ ما منتظر مهدی پسر امام حسن عسکری(ع) هستیم و این مهدی که او را معرّفی می کنید، مال خود شما باشد. مردم آبادی از شنیدن این سخن به خود آمده و مرا از آبادی بیرون کردند.

و من در مدّت عمرم مانند آن ساعت سرافکنده و شرمسار و مبهوت نشده بودم...





نوع مطلب :
برچسب ها :

یکی از برنامه های استعماری بسیار مرموز رژیم ستمشاهی که با دسیسه ی آمریکا انجام می شد این بود که غیر مسلمانان، در رأسشان بهائیان را بدون هرگونه منع قانونی بر پست های حسّاس کشور بگمارد، به طوری که آنها بتوانند نماینده ی مجلس شوند و در استان ها و شهرها بتوانند استاندار یا فرماندار یا بخشدار و یا شهردار و یا جزء اعضاء انجمن شهر و روستا یا رئیس انجمن گردند. البته این کار عملاً در سطح وزراء و مدیران کلّ در سطح بالا انجام شده بود، ولی کم کم می خواستند آنها در سطوح دیگر نیز زمام امور را به دست گیرند، بر همین اساس در تاریخ 14/7/1341 شمسی، دولتِ رژیم، لایحه ای را تحت عنوان " تصویب نامه ی انجمن های ایالتی و ولایتی " به تصویب مجلس فرمایشی شوراء و مجلس سنا گذراند؛ این تصویب نامه در اوائل نخست وزیری اسدالله عَلَم انجام گرفت. ماهیّت این تصویب نامه این بود که در قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، سه موضوع که قبلاً وجود داشت حذف گردد و این سه موضوع عبارت بودند از: 1- قید ذکوریّت (مرد بودن) 2- مسلمان بودن 3- تنها سوگند به قرآن، بلکه به جای آن سوگند به کتاب آسمانی باشد.

خطیب بزرگ حجّه الاسلام محمّد تقی فلسفی(ره) می نویسد: " هدف آن بود که با اجرای انجمن های ایالتی و ولایتی، فرقه ی ضالّه ی بهائی را به طور قانونی بر سر کار آورند و از آن به بعد به تدریج فعّالیّت رسمی آنها برای تصرّف تمام اهرم های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آغاز شود، زیرا اوّلاً این تصویب نامه قید اسلام نداشت، بنابراین بهائی، یهودی و مسیحی در این تصویب نامه با مسلمانان ایرانی هیچ گونه فرقی نداشتند، ثانیاً سوگند به قرآن، تبدیل به سوگند به کتاب آسمانی شده بود، این معنی راه را برای غیر مسلمانان باز می کرد تا یهود و نصاری به کتاب آسمانی خود سوگند یاد کنند و بهائی ها هم بگویند کتاب آسمانی ما " ایقان " است و به آن سوگند یاد می کنیم. و به جای قید ذکوریّت(مرد بودن) کلمه ی " باسواد " گذاشته بودند که اعم از زن و مرد است تا راه را برای انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان – که در آن وقت معلوم بود چه زنانی منظور بودند – باز کند. "

علماء و مراجع وقت در رأسشان حضرت امام خمینی(ره) متوجّه خطر شدند، از هر سو با تلگراف ها، با اعلامیه ها و نامه ها و سخنرانی ها، اعتراض خود را اعلام نمودند؛ نزدیک بود شورشی عمومی در همه ی شهرهای ایران بر ضد رژیم پدید آید.

سرانجام، رژیم و دولت اسدالله عَلَم در تنگنا قرار گرفت و مجبور به لغو تصویب نامه ی مذکور شد و در تاریخ 7 آذر 1341 شبانه در جلسه ی خود، آن را غیر قابل اجرا دانست.

ولی قائد بزرگ حضرت امام خمینی(ره) این را کافی ندانست و فرمود: باید این موضوع از طرف دولت در جرائد رسمی کشور اعلام و منتشر گردد. دولت برای خاموش نمودن احساسات پاک دینی مردم ناگزیر شد که به این پیشنهاد نیز تن در دهد، از این رو به دستور دولت، روزنامه های عصر تهران در روز 10/9/1341 شمسی با تیتر درشت نوشتند: " تصویب نامه ی مورّخ 14/7/1341 قابل اجرا نخواهد بود. "

به این ترتیب مراجع تقلید و حضرت امام خمینی(ره) و مردم به پیروی از آنها، با هشدارها و اعتراض های خود نگذاشتند بهائی ها روی کار آیند و با قیام خود، تصویب نامه ای را که از سوی استعمار به نفع آنها طرّاحی شده بود، به زباله دان تاریخ انداختند.

مسلمانان به خصوص ملّت شریف ایران باید با کمال هشیاری و مراقبت و نگهبانی از انقلاب عظیم اسلامی، متوجّه باشند که مبادا خدای ناکرده به انقلاب آسیبی برسد و همان بهائیان و مزدوران استکبار جهانی بار دیگر برای تسلّط بر امور طمع کنند. و همواره یاد حضرت امام خمینی(ره) را گرامی بدارند که با مجاهدات خود، عزّت مسلمانان را حفظ کرد و نگذاشت که مسلمانان غیور ایران تحت سیطره ی بهائیان و مزدوران دیگر قرار گیرند.

 



نوع مطلب :
برچسب ها :

حضرت امام خمینی(ره) گر چه اقدام بر ضدّ بهائیان و همه ی فرقه های استعماری را مفید می دانست ولی او معتقد بود که باید با انقلاب عمیق و فراگیر، عوامل نگدارنده ی بهائیان و هر گونه فساد را نابود کرد. از این رو با نهضت عظیم خود به یاری مردم مسلمان ایران، انقلاب اسلامی را به پیروزی رسانید و ضربه ی نابودکننده ای را بر پیکره ی استعمارگران و بهائیان وارد نمود و در این راستا خدمت بزرگی را به اسلام و کشور مستقل ایران نمود.

ولی در عین حال نباید غافل و مغرور شد، چرا که هرگاه شیطان را از در بیرون کنی ممکن است از پنجره وارد شود و اگر از پنجره بیرون کنی ممکن است از سوراخی رخنه کرده و وارد گردد. پس از انقلاب، بهائیان که به دامن بیگانگان به ویژه اسرائیل و آمریکا پناه برده اند، گهگاه تحت عنوان آزادی مذهب، دفاع از حقوق بشر و ... با مظلوم نمایی خود، اربابانشان را تحریک کرده و آنها نیز که دایه های دلسوزتر از مادر هستند، ناله ی مظلومیّت نمایی بهائیان را در بوق های تبلیغاتی خود به رخ می کشند که بله انسان دوستی اقتضا می کند که بهائیان به حقوق خود برسند و ...!! یکی از این اربابان جناب ریگان رئیس جمهور سابق آمریکا بود که به عنوان به اصطلاح دفاع از آنها، زیر ماسک حقوق بشر، از مراکز بین الملل خواهان آزادی آنها در اظهار به اصطلاح مذهب خود، در ایران گردید...

حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به انسان دوستی ریگان رئیس جمهور سابق آمریکا، فرمود:

" نمی دانم که در بعضی از رادیوها که پخش کردند، صحبت رئیس جمهور آمریکا را ملاحظه کردید که ایشان از همه ی دنیا استمداد کردند برای این که این بهایی هایی که در ایران هستند و مظلومند و جاسوس هم نیستند و به جز مراسم مذهبی به کار دیگر اشتغال ندارند و ایران برای همین که اینها مراسم مذهبی شان را بجا می آورند، 22 نفرشان را محکوم به قتل کرده اند، ایشان از همه ی دنیا استمداد کرده که این ها جاسوس نیستند. "

..." اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی آمد؟ شما برای خاطر این که این ها یک دسته ای هستند که به نفع شما هستند،  والّا ما شما را می شناسیم، آمریکا را می شناسیم که انسان دوستیش گل نکرده است که حالا برای خاطر 22 نفر بهایی که در ایران به قول ایشان گرفتار شدند... برای انسان دوستی یک وقت چنین صدا کرده و فریاد زده و به همه عالم متشبّث شده است که به فریاد اینها (بهائیان) برسید. مردم (دروغ و تزویر) شما را می شناسند. "

سپس امام به جنایات هولناک آمریکا در جهان و در ماجرای جنگ تحمیلی که موجب خسارات زیاد به ایران و عراق شده، به این مطلب اشاره کرده که اگر شما انسان دوست هستید، به خاطر 22 نفر بهایی آن همه سینه چاک نمی کنید ولی در کنار آن هزاران بی گناه را می کُشید؛ بنابراین کاسه ای زیر نیم کاسه است که از بهائیان حمایت می کنید. اگر بهائیان جاسوس نبودند و یا به عنوان یک حزب سیاسی برای بیگانگان در درون کشور اسلامی ایران، کار نمی کردند، شما برای آنها هرگز دلسوزی نمی کردید، دلسوزی شما از آنها دلیل روابط شما با آنها و نوکری آنها برای شماست.

نتیجه این که: بهائیّت یک حزب سیاسی کاملاً وابسته به بیگانه است که توسّط مزدوران روسیه تزار بنا نهاده شد و به وسیله ی انگلیسی ها پروریده گردید و حمایت شد، اکنون نیز آمریکا و اسرائیل از همه بیشتر از آنها حمایت می کنند؛ به آنها پناهندگی داده و امکانات فراوان برای تبلیغات آنها در اختیارشان نهاده اند. این حزب بی آبرو تلاش می کند خود را دارای دین نشان دهد تا بتواند پشت ماسک دین و مذهب، مأموریت خود را در ایجاد تفرقه، جاسوسی و خدمت به اربابانش بهتر ایفا نماید.



نوع مطلب :
برچسب ها :

نظر به اینکه فرقه ی ضالّه ی بهایی، در حقیقت ستون پنجم دشمن در درون کشور و عامل استعمار از سوی بیگانگان بود، آیت الله بروجردی(ره) اقدامات فراوانی برای ریشه کنی آنها نمود؛ از جمله علما و وعّاظ بزرگی همچون مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی، دو واعظ شهیر علی اکبر تربتی و شیخ مرتضی انصاری و ... را برای ضربه زدن به آنها به سوی شهرستان ها فرستاد. آنها به اطراف و اکناف رفتند و با بیان روشن مردم را بر ضدّ بهائیان شوراندند.

یکی از این بزرگان اعزامی، مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی(ره) بود که بر همه ی مبانی ادیان و فرقه ها آگاهی وسیع و کافی داشت.

قابل توجّه این که: چند نفر از میلیونرها بلکه از میلیاردرها، بهایی بودند و کمک های شایانی به محفل بهائیان می کردند؛ مانند هژبر یزدانی( که در آستانه انقلاب به خارج گریخت) و مانند: حبیب ثابت پاسال یهودی که در لاک بهایی گری درآمده بود. یکی از 48 شرکت او کارخانه پپسی کولا بود که بسیار فعّال بود. آیت الله العظمی بروجردی(ره) یکی از عالمان هوشیار و قاطع، آیت الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی(ره) را به استان فارس فرستاد تا مدّتی در آن دیار به مبارزه با بهائیان بپردازد. ایشان از قم هجرت کرد و تلاش فرهنگی و اجتماعی بسیاری برای جلوگیری از گسترش بهائیان نمود. او شنید ثابت پاسال تعهّد کرده که از درآمد هر شیشه پپسی کولا ده شاهی(نیم ریال) به محفل بهائیان داده شود(با توجّه به این که در آن زمان هر شیشه 5 ریال بود و تجمّع همین نیم ریال ارزش بسیار داشت.)

آیت الله زاهدی، نوشیدن پپسی کولا را حرام کرد و حاج احمد _ خادم پیشکار معروف آیت الله العظمی بروجردی(ره) _ را به حضور طلبید و به او فرمود: به آیت الله بروجردی(ره) عرض کن: " من علیه بهائیان قیام کرده ام و پپسی را تحریم نموده ام؛ شما در این مورد نه اثبات کنید و نه نفی، بلکه سکوت کنید؛ تا اگر در این قضیّه پیروز شدم، پیروزی به نام شما تمام شود و اگر شکست خوردم، آن شکست به نام من نسبت داده شود. "

حاج احمد خادم، این موضوع را به آیت الله بروجردی(ره) ابلاغ کرد. عدّه ای از تجّار قم به خانه ی آقای بروجردی آمدند و عرض کردند: " آیا پپسی کولا حرام است؟ " آقای بروجردی فرمود: " من از آن نمی خورم. "

مبارزه و تبلیغات پیگیر آیت الله زاهدی(ره) باعث شد که کارخانه پپسی کولا هر چه درآمد مالی داشت، همه را صرف تبلیغات و چالش های فتوای تحریم می نمود. مردم شیشه های پپسی را می گرفتند و نمی دادند و در کنار آن عدّه ای از سرمایه داران مسلمان کارخانه ی کانادادرای را به راه انداختند. کار به جایی رسید که بر اثر فتوای تحریم، حتّی عدّه ای شرابخوار، پپسی نمی خوردند و پیش خود می گفتند: " شراب خواری حرام است و سر و کار آن با خداست، ولی در نوشیدن پپسی کولا به محفل بهائیان کمک می شود و باعث تقویت فرقه ی ضالّه بهایی می گردد. " در این راستا اعلامیّه های متعدّد به پشتیبانی از فتوای آیت الله زاهدی(ره) پخش شد و نتایج مطلوبی برای شکست دادن بهائیان به دست آمد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

عصر مرجعیّت آیت الله العظمی بروجردی(ره) بود، در اطراف یزد، یک نفر بهایی به دست یک نفر مسلمان کشته شد، این فرد مسلمان تا پای جان با بهائیان مبارزه می کرد.

دادگاه حکم اعدام قاتل را داد؛ بهایی ها فعّالیّت بسیار کردند تا این که حکم اعدام در یزد اجرا شود، آن هم در روز نیمه ی شعبان.

چنین فعّالیّتی اگر به ثمر می رسید، طبعاً برای مسلمین ننگ بزرگی بود.

روز 14 شعبان این خبر با آیت الله العظمی بروجردی(ره) رسید. مرحوم آیت الله فاضل قفقازی( که یکی از اصحاب خاص آقای بروجردی بود) می گوید:

وارد خانه ی آقا شدم دیدم آقا داخل حیاط قدم می زند و به شدّت ناراحت است، علّت را پرسیدم، فرمود: " مگر نمی دانی آبروی اسلام در خطر است، همین امروز به ما خبر داده اند که روز نیمه ی شعبان مسلمانی را به جرم قتل فردی بهایی می خواهند در شهر یزد اعدام کنند، فرصت برای انجام کاری هم نیست. "

به ایشان گفتم: راه دارد، فرمود: چطور؟

گفتم: همین الآن حاج احمد(خادم) را بفرستید تهران نزد شاه و از شاه بخواهید جلوی این اعدام را در روز نیمه ی شعبان بگیرد، اگر نیمه ی شعبان واقع نشود، بعد می توان سرفرصت، اقدام نمود و اصل  قضیّه را پیگیری کرد.

آقا فرمود: پیشنهاد خوبی است. فوراً حاج احمد را به تهران نزد شاه فرستاد و پیام آقا را به او رسانید، شاه هم دستور داد که اعدام در روز نیمه ی شعبان انجام نشود.

بعد هم آقای بروجردی وارد میدان شد و با فعّالیّت و تلاش بسیار قاتل را تبرئه کرد.



نوع مطلب :
برچسب ها :

گروه فدائیان اسلام به رهبری مجاهد شجاع و بزرگ حجّه الاسلام نوّاب صفوی، گروه فداکاری بودند که با رژیم ستم شاهی به مبارزه مسلّحانه پرداختند، و سرانجام توسّط رژیم به شهادت رسیدند.

افراد معروفی که به وسیله ی این گروه فداکار انقلابی، اعدام یا مجروح شدند، پنج نفر بودند، دو نفر آنها بهایی یا متّهم به بهائیّت بودند که عبارتند از:

1): عبدالحسین هَژیر: نخست وزیر دربار، متّهم به بهائیّت و طرفدار سرسخت بهایی ها که سیّد حسین امامی یکی از فدائیان او را در مسجدسپهسالار به ضرب گلوله اعدام نمود.

2): حسین علا: نخست وزیر وقت که بابی ازلی بود، توسّط مظفّر ذوالقدر، یکی از فدائیان اسلام، هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شد.

و دو نفر دیگر بر نام های علی رزم آرا (مقتول به دست خلیل طهماسبی در مسجد شاه سابق) و دکتر زنگنه، از بهائیان طرفداری می کردند.

سرانجام رژیم ستمشاهی، اسلام خواهان حقیقی را دستگیر کرده و در روز سوّم جمادی الثانیه 1375 ه ق مطابق با دی ماه 1334 شمسی، آقایان نوّاب صفوی، خلیل طهماسبی، سیّد محمّد واحدی و مظفّر ذوالقدر را به بالای جوخه دار بستند و در حالی که بالای چوبه دار اذان می گفتند، به شهادت رساندند.

این ورق تاریخ نیز، احساس مسئولیّت ما را به عنوان قدردانی از این فداکاری ها، زیادتر می کند، تا با نگهبانی از اسلام از گزند دشمنان به خصوص بهائیان، خون پاک آن پاکدلانِ ایثارگر را پاس داریم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی نسبت به فرقه ی ضالّه ی بهائیان، حسّاسیّت خاصّی داشتند و با اصرار و جدّیت تمام برای براندازی آنها می کوشیدند، همین کوشش ها باعث شد که محمّدرضا پهلوی در ظاهر دستور داد تا "حظیره القُدس" (مرکز بهائیان) را خراب کنند، ولی پس از دو سه روزی به آیت الله بروجردی خبر دادند که این مرکز را خراب نمی کنیم، بلکه به کتابخانه تبدیل می نمائیم. (این جریان مربوط به سالهای 1334 شمسی است).

آیت الله بروجردی(ره) اصرار داشت که باید آن مرکز خراب گردد، تا این که یکی از درباریان به خدمت آیت الله بروجردی رسید و گفت:

" از سفارت آمریکا از شاه خواسته اند تا با اقلّیّت های مذهبی، کاری نداشته باشید، زیرا ما خود را موظّف می دانیم که امنیت اقلّیّت ها را حفظ کنیم، اگر شما نمی توانید، ما در صدد حفظ آنها باشیم... "

آیت الله العظمی آقای بروجردی وقتی که دریافت مسأله به ذلّت مسلمین تمام می شود در پاسخ فرمود: "قضیّه را تمام کنید که باعث ذلّت مسلمانان نگردد."

از این رو، مرکز بهائیان تبدیل به کتابخانه شد و بر حسب ظاهر، قضیّه خاتمه یافت. و سپس تنها به تخریب گنبد آن اکتفا شد.

با مقایسه وضع مذکور با قیام امام خمینی(رضوان الله علیه) که یکی از آثار آن ریشه کنی بهائیان، و قطع دست استعمار آمریکا است، به عظمت این قیام بیشتر پی می بریم، به امید آنکه در حفظ همه جانبه ی این قیام بکوشیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :

دکتر شلبی در کتاب "مقارنه الادیان" می نویسد: " زیست بهائیان در شهر عکّا (محل قبر حسینعلی بهاء) در قلب اسرائیل، چنان صهیونیست ها و بهائیان را به هم پیوند داده که بهائیان نسخه ی دوّم یهود شده اند و در اسرائیل برای تشکیل مجلس عالی بهائیان یک نفر یهودی آمریکایی به نام "میسیون" را به عنوان رهبر تمام بهائیان جهان انتخاب کردند. "

و با کمال تأسّف، برای این که در آمریکا مردم را به اسلام بدبین کنند، به نام اسلام، به ترویج مرام بابی گری و قادیانی گری پرداخته اند.

"عبدالفتّاح ملیجی" در مجلّه ی الوعی الاسلامی می نویسد: " در آمریکا دسته هایی به نام اسلام از مرام بابیّت و قادیانی گری و از همه بیشتر از مرام بهائیّت حمایت می کنند و برای پیشرفت این فرقه ها در تلاشند. "

سپس اضافه می کند:

" در شهر ویلمُت نزدیک شیکاگو در ایلیسوی، کاخ مجلّلی به عنوان معبد بهائیان درست کرده اند که می توانم بگویم از مهم ترین معابدی است که در آمریکا من دیده ام. اگر بگویم حدود 16 میلیون دلار صرف آن شده تعجب نکنید، در صورتی که بهائیان در آمریکا تعداد زیادی نیستند و شخص میلیونری نیز در میان آنها نیست، از همه مهم تر این که هنگام ورود به معبد، نخستین منظره ای که به چشم می خورد نقشه ی بزرگی از اسرائیل است!. "

 

          

 

این است خطر اسرائیل و خطر طرفداران بابیّت و بهائیّت، که در هر زمان از ابتدا تا حال دوش به دوش استعمار، برای تضعیف و متلاشی کردن پیوند مسلمانان به وجود آمده است.

از گفتنی ها این که: عبّاس افندی وقتی که قدرت انگلیس را ضعیف می بیند، و آمریکا را صاحب نفوذ و پیشرفت سریع می یابد، به جانب آمریکا رو می آورد، و در سفری به آمریکا خطاب به سران آمریکایی می گوید:

" امشب من نهایت سرور را دارم که در چنین مجمع و محفلی وارد شدم، من شرقی هستم، الحمدلله در مجلس غرب حاضر شدم و جمعی را می بینم که از روی آنان نور انسانیّت در نهایتِ جلوه و ظهور است... " زِرِشک!!!

سپس آمریکایی ها را به سرمایه گذاری در ایران (که در حقیقت ایجاد استعمار در ایران بود) تشویق کرده و می گوید:

" از برای تجارت و منفعت ملّت آمریکا، مملکتی بهتر از ایران نه، چه که مملکت ایران مواد ثروتش همه در زیر خاک پنهان است؛ امیدوارم ملّت آمریکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر شود. "

نیز از شواهد ارتباط سران بهایی با آمریکا، مسافرت "احمد سهراب" در عصر رهبری عبّاس افندی، به آمریکا بود، او در آمریکا به تبلیغ بهائیّت پرداخت و پس از مرگ عبّاس افندی، در سال 1300 شمسی، تسلیم جانشین قلّابی او "شوقی افندی" نشد و خود را پیشوای بهائیان بعد از عبّاس افندی خواند و فرقه ای به نام "بهایی سهرابی" به وجود آورد.

در این وقت فرد زرتشتی دیگری به نام "جمشید معانی"، که بهایی شده بود، به اندونزی رفت و ادّعاهایی کرد و خود را سماءالله خواند و فرقه ی دیگری با عنوان "بهایی سماوی" به وجود آورد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

یکی از راه های مهم استعمارگران برای نفوذ به کشورهای اسلامی، دین سازی و فرقه پراکنی است. آنها از این طریق، موجب اختلاف شده و رشته های ایمان و انسجام ملّت ها را قطعه قطعه می کنند، آنگاه به راحتی به درون کشورهای اسلامی رخنه نموده و چنگال استعمار و استکبار خود را در میان آنها پهن می کنند.

بر همین اساس آنها به عناوین گوناگون – حتّی با نام مقدّس حمایت از حقوق بشر، و آزادی و ... – به حمایت از فرقه ها می پردازند و در طول تاریخ همواره از این فرقه ها در هرکشوری درست کرده اند تا آنان را پلی برای مقاصد شوم خود قرار دهند. از این رو، طبیعی است که از بهائیان و بهائیّت حمایت همه جانبه کنند و آن را وسیله ای برای سلطه و تزویر خود قرار دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :

ملّت مسلمان باید کاملاً متوجّه و بیدار باشند که دست های استعمار به وجود آورنده و نگهدارنده ی حزب بابی گری و بهایی گری بودند و هستند. و این دو حزب گاهی در دامن روسیه تزار، گاهی در آغوش انگلیس و آمریکا بودند و کشورهای دیگری نیز با آنها تماس داشتند. اینک نیز در خدمت استعمار هستند، شواهد و مدارک متعدّدی در دست است که هم اکنون صهیونیسم بین المللی و یهود عنود به طور عجیبی از بهائیّت پشتیبانی می کنند، و شهر عکّا قبله ی بهائیان (که در اسرائیل قرار گرفته) مرکز همبستگی و پیوند بهائیّت و یهود صهیونیستی است.

به خصوص پیوند آنها در امور اقتصادی قابل انکار نیست؛ مسلمین در هر کجا هستند باید متوجّه این نکته باشند که از نظر اقتصادی، به هیچ وجه، بهائیان را تقویت ننمایند...





نوع مطلب :
برچسب ها :

نقش دیگر و خطرناک بهائیّت، بدنام کردن روحانیّت و مرجعیّت و گسیختن رابطه ی ملّت با آن هاست. اینان بودند که در دوران سلطنت محمّد شاه قاجار، عالِم نامدار و بزرگوار مرحوم ملّا محمّدتقی قزوینی (شهید ثالث) را که مخالف افکار شیخیّه و بابیّه بود، در سحرگاهان در محراب مسجد و در حال نماز شب ترور کرده، به شهادت رساندند و گریختند.

در اکثر کتاب های این فرقه، زشت ترین ناسزاها را به رهبران دینی شیعه می بینیم. نمونه ای از این ناسزاگویی ها در "مکتوبات" عبّاس افندی و نوشته های میرزا حسین علی به عنوان مشتی از خروار، موجود است.



نوع مطلب :
برچسب ها :

در دوره ی شوقی افندی سوّمین پیشوای بهائیان، رابطه ی این فرقه با آمریکا و صهیونیزم نیرومندتر شد. در این دوره نقش جاسوسی در کشورهای اسلامی، به سود صهیونیزم اسرائیل نیز به برنامه های بهائی گری افزوده گشت. بهائیان، حافظ منافع و و موقعیّت آمریکا و صهیونیزم شدند و آمریکا، اسرائیل و غالب دول غربی نیز حامی موجودیّت بهائیّت گشتند.

بنابراین دولت های استعمارگر با هدف نابودی اعتقاد جنبش آفرین انتظار و مبارزه با شریعت حیات بخش اسلام، بهائی گری به وجود آورده و از آن حمایت کردند و در سایه ی مرام شوم و ناروای این مسلک کوشیدند کیان اسلام و روحانیّت کشور ما را به خطر اندازند تا در نهایت، از مردم مسلمان، منتظر و مبارز و شیردل، مردمانی فاسد و سرسپرده و دور از معارف نورانی اسلام بسازند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 30 فروردین 1391

پس از انقلاب اکتبر و برچیده شدن حکومت روسیه ی تزاری، عبّاس افندی با هم دستانش با دولت استثمارگر انگلیس ارتباط برقرار کرده و انگلیس ایشان را در پوشش حمایت خود قرار داد. عبدالبهاء در خاک عثمانی به سود انگلستان جاسوسی می نمود تا آن جا که فرمانده ی کلّ قوای عثمانی در جنگ جهانی اوّل تصمیم گرفت او را به دار آویزد، امّا دولت انگلیس مانع از اعدام وی شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :

دلایل و شواهد زیادی بیانگر آن است که دست های پنهان و آشکار استعمار در پیدایش فرقه ی بابیّه و بهائیّه و پشتیبانی و تداوم آنها در کار بوده و هست. در ذیل، به بعضی از مدارک اشاره می گردد که نقش دول استعماری را در به وجود آوردن فرقه بابیّه و بهائیّه روشن می سازد:

 

                         

عکس برداری کنسول روس از جسد علی محمّد باب:

" روز ثانی قونسول روس با نقّاش حاضر شد و نقش آن دو جسد (میرزا علی محمّد باب و یکی از پیروانش) را به وضعی که در کنار خندق افتاده بودند، برداشت." {عبّاس افندی: مقاله شخصی سیاح}

بعد از نافرجام ماندن ترور ناصرالدّین شاه، میرزا حسین علی توسّط کارگردانان برنامه ی ترور، مورد حمایت قرار گرفت:

"روز بعد با نهایت متانت و خونسردی (میرزا حسین علی) به جانب نیاوران مقرّ اردوی سلطنتی رهسپار شدند... و شوهر همشیره میرزا حسینعلی، میرزا مجید که در خدمت سفیر روس، پرنس دالگورکی سِمَت منشی گری داشت... ایشان را به منزل خویش دعوت نمود." {شوقی افندی: قرن بدیع}

"شاه از استماع این خبر غرق دریای تعجّب و حیرت شد و معتمدین مخصوص به سفارت فرستاد تا آن وجود مقدّس (میرزا حسینعلی) ... را تحویل گرفته و نزد شاه بیاورند سفیر روس از تسلیم حضرت بهاءالله (میرزا حسینعلی) امتناع ورزید... و از صدر اعظم خواست که امانتی را که دولت روس به وی می سپارد در حفظ و حراست او بکشد." {شوقی افندی: قرن بدیع}

وساطت سفیر روس در آزادی میرزا حسین علی بهاء:

"از یکطرف وساطت و دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس در ایران که به جمیع وسایل در آزادی حضرت بهاءالله بکوشید." {شوقی افندی: قرن بدیع}

دستور حکومت ایران بر تبعید میرزا حسین علی به عراق و همراهی نماینده سفارت روس با وی:

"حکومت ایران بعد از مشورت به حضرت بهاءالله امر کرد تا یک ماه دیگر ایران را ترک نماید و به بغداد برود."

و ادامه می دهد:

"سفیر روس از میرزا حسینعلی تقاضا کرد که به روسیه بروند و ایشان قبول ننمود و در سال 1269 هجری به بغداد عزیمت فرمودند. مأمورین دولت ایران و نمایندگان قنسول روس تا بغداد با حضرتش همراه بودند." {عبدالحمید اشراق خاوری: تلخیص تاریخ نبیل}

تشکّر میرزا حسینعلی از پادشاه روس:

"میرزا حسین علی در لوحی که به افتخار امپراطور روس نیکلاویچ الکساندر دوم نازل فرمودند، می نویسد:

ای پادشاه روس... به تحقیق یکی از سفیرانت هنگامی که در زندان اسیر غل و زنجیر بودم مرا یاری کرد. برای این کار، خداوند برای تو مقامی را نوشته است که علم هیچ یک به آن احاطه ندارد. مبادا که این مقام بزرگ را تبدیل نمایی." {شوقی افندی: قرن بدیع}

باید دانست که در روسیه انقلاب شد و روسیه تزاری منقرض گردید.

شهریه گرفتن میرزا حسین علی از دولت روس:

"قسم به جمال قِدَم که اول ضرّی که بر این غلام وارد شد این بود که قبول شهریه از دولت (روسیه) نمود." {میرزا حسین علی نوری: الواح مبارکه}

بعد از انقراض روسیه تزاری، عبدالبهاء و بهائیّت در خدمت دولت انگلستان قرار می گیرند و به نفع او جاسوسی نموده و لقب "سر" و نشان پهلوانی "نایت هود" دریافت می کند.

عبدالبهاء به جرج پنجم پادشاه انگلیس دعا می کند:

"خدایا امپراطور بزرگ ژرژ پنجم پادشاه انگلستان را به توفیقات رحمانی خود مؤیّد بدار." {عبّاس افندی: مکاتیب}

تجلیل عبدالبهاء از انگلستان:

" آمدن من اینجا سبب الفت بین ایران و انگلیس است. ارتباط تامّ حاصل می شود و نتیجه به درجه ای می رسد که به زودی از افراد ایران، جان خود را برای انگلیس فدا می کنند و همین طور انگلیس." {عبّاس افندی: خطابات}

شاهد این مطلب جنگ خانمان سوز جهانی دوم که به کشور بی طرف ایران حمله نمودند و هزاران نفر از افراد مملکت ما را به خاک و خون کشیدند.

ابراز همدردی چرچیل نخست وزیر انگلستان در مرگ عبدالبهاء:

"وزیر مستعمرات انگلستان چرچیل به مجرّد انتشار خبر فوت عبدالبهاء تلگرافی مخابره می نماید و مراتب همدردی و تسلیّت حکومت انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ می نماید." {شوقی افندی: قرن بدیع}

رویکرد بهائیّت به آمریکا با مطرح شدن این کشور در صحنه ی سیاست بین المللی:

عبدالبهاء در سفرش به آمریکا در یک سخنرانی چنین آرزو می کند:

"از برای تجارت و منفعت آمریکا مملکتی بهتر از ایران نه، چه که مملکت ایران مواد ثروتش همه در زیر خاک پنهان است. امیدوارم ملّت آمریکا سبب شوند که آن ثروت ظاهر شود." {عباس افندی: خطابات}

پیوند بهائیّت و صهیونیزم و استعمار:

روحیه ماکسول همسر آمریکایی شوقی چنین می گوید:

"سرنوشت آینده ی اسرائیل و بهائیگری چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است." {شوقی افندی: قرن بدیع}

این فرقه ی ضالّه تا آنجا برای استعمار مزدوری کردند که ویکتوریا ملکه ی انگلیس از میرزا حسین علی برای رفتن به هندوستان دعوت می کند. حکومت فرانسه نیز از عبّاس افندی می خواهد تا مبلّغان بهائی را به الجزایر و تونس بفرستد.

میرزا حسین علی در راستای جلوگیری از نهضت های آزادیبخش ضد استعماری می نویسد:

" آن کسانی که اراده حریّت و آزادی نمایند، درجهالت و نادانی آشکار می باشند." {میرزا حسین علی نوری: اقدس}

هم چنین بهائیّت، جهاد را حرام می داند و با اصل امر به معروف و نهی از منکر مخالف است و آن را ممنوع می شمارد.

هم چنین بهائیان حقّ اعتراض بر هیچ حکومتی را ندارند و لذا مطیع حکومت های استعمارگر و دست نشانده می باشند.

 

                    





نوع مطلب :
برچسب ها :

"قبله ی ما بهائیان، قبر میرزا حسین علی است در عکّا که در وقت نماز خواندن، باید رو به قبر میرزا حسینعلی بایستیم و در قلب متوجّه جَمال قِدَم (میرزا حسینعلی) باشیم... زیرا مناجات و راز و نیاز ما با اوست و شنونده ای جز او نیست و اجابت کننده ای غیر او نه! "

و موارد بسیار دیگری که سراسر کفر و شرک است. باید توجّه داشت که مبلّغان بهائی در هنگام بحث و مناظره قادر به جواب گویی نسبت به این مطالب کفرآمیز نیستند، لذا به عرفان بافی می پردازند و برای میرزا حسینعلی مقامی بالاتر از مقام نبوّت قایل می شوند؛ در حالی که میرزا حسین علی خود معترف است که:

"هرگز مظهری اکبرِ از انبیاء نبوده."

"قدری تفکّر نما مع آنکه منتهی رتبه تکمیل هیاکل بشریه برتبه نبوّت است و اکثر این رتبه بلند اعلی را محال دانسته اند."

نتیجه: بالاترین مقام الهی بشر، به اقرار میرزا حسین علی نبوّت و رسالت است. بنابراین، معتقد شدن مقام مظهر الهی و تجلّی خدا و یا مظهر تجلّی برای وی، همه بی اساس و پوچ می باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه